عز الدين حسينى زنجانى

67

معيار شرك در قرآن (فارسى)

بخش دوم : مقدّمه‌اى بر مصداق شرك آيا دربارهء پناه جستن و كفايت طلبيدن و حلّ مشكلات و اين‌گونه تقاضاها در صورت‌هاى گوناگون ، از غير ذات مقدّس خداوند تبارك و تعالى اجازه و اذنى از درگاه احديّت صادر شده است يا نه ؟ پيش از ورود در اين مطلب ذكر دو مقدّمه ضرورى است كه اجمالًا به آنها اشاره مىكنيم و در جاى خود دربارهء هر دو مورد به تفصيل سخن گفته شده است . مقدّمه اوّل : تعارض بين دو دليل ، مانند ظاهر كتاب ( قرآن ) با ظاهر ديگر ، يا ظاهر خبرى با ظاهر خبر ديگر ، هر دو موثّق ، ولى متناقض يا متضّاد به طور مطلق يا متضّاد از يك وجه « 1 » ( عموم خصوص من وجه ) با

--> ( 1 ) . مثال براى تناقض : زمانى است كه دليلى بر واجب بودن چيزى دلالت مىكند و دليل‌ديگرى بر واجب نبودن آن حكم مىكند . مثال براى تضّاد : وقتى است كه دليلى بر واجب بودن چيزى دلالت دارد و دليل ديگرى بر حرام بودن آن حكم مىكند . مثال سوم : مثلًا دليلى بگويد : « اكْرِمُ العُلَماء ؛ دانشمندان را گرامى داريد » و دليل ديگرى بگويد « لاتكرم الفُسّاق ؛ گناهكاران را عزيز و گرامى نشماريد . » اين دو در بعضى موارد با هم تعارض خواهند داشت و آن در مورد دانشمند گنهكار است .